دار سايه درازي‌ داشت‌. وحشتناک‌ و عجيب‌. خورشيد که‌ برمي‌آمد، سايه‌اش‌ از جلو همه مغازه‌ها و خانه‌ها مي‌گذشت‌. با اين‌ صحنه شگفت‌ سال‌ بلوا آغاز مي‌شود. داستاني‌ که‌ در آن‌ همه‌ چيز منظم‌ است‌ و منظم‌ نيست‌؛ داستاني‌ که‌ تاريخي‌ است‌ و تاريخي‌ نيست‌؛ داستاني‌ که‌ روايتش‌ خطي‌ است‌ و در عين‌ حال‌ سيال‌ است‌. ماجرا عمدتاً از زبان‌ دختري‌ روايت‌ مي‌شود که‌ پدرش‌ سرهنگ‌ است‌ و در آرزوي‌ صعود از پله‌هاي‌ ترقي‌ مدام‌ سقوط‌ مي‌کند. سرهنگ‌ هرگز به‌ پايتخت‌ خوانده‌ نمي‌شود، دخترش‌ نيز به‌ جاي‌ آن‌ که‌ همسر وليعهد و ملکه‌ ايران‌ شود، دل‌ سپرده‌ به‌ عشق‌ کوزه‌گري‌ غريب‌ به‌ ناچار به‌ همسري‌ پزشکي‌ در مي‌آيد که‌ سرانجام‌ قاتل‌ اوست‌. تصوير موشکافانه‌ مظلوميت‌ زن‌ ايراني‌، مظلوميت‌ مرد هنرمند ايراني‌ و تاريخ‌ پرهراس‌ يک‌ سرزمين‌ کهنسال‌، از سال‌ بلوا رماني‌ ساخته‌ است‌ که‌ هرگز فراموش‌ نمي‌شود.
عباس‌ معروفي‌، روزنامه‌نگار و نويسنده مشهور ايراني‌، جوايز داخلي‌ و بين‌المللي‌ بسياري‌ را از آن‌ خود کرده‌ و مدتي‌ است‌ ايران‌ را به‌ ناچار ترک‌ گفته‌ است‌. وي‌ اکنون‌ ساکن‌ آلمان‌ است‌، همچنان‌ مي‌نويسد و تسلطش‌ بر شيوه‌هاي‌ مدرن‌ داستان‌نويسي‌ و شناختش‌ از تاريخ‌ و اسطوره‌ او را در زمره پرمخاطب‌ترين‌ نويسندگان‌ ايراني‌ قرار داده‌ است.‌
زبان فارسي
نويسنده عباس معروفي
مؤلف عباس معروفي
سال چاپ 1404
نوبت چاپ 43
نوبت ويرايش 0
تعداد صفحات 342
سايز رقعي
ابعاد 14.5 * 21.5 * 2
نوع جلد شوميز
وزن 305
شناسه کالا2500110050059