اينها را به هيچ كس نگفته بودم

45,000تومان
تولید کننده: پيدايش
انبار:
وقتي وارد خانه مي‌شوم، سفيدي همه‌جا را پوشانده است و نور تند ظهر از پنجره‌هاي بدون پرده، چشمانم را خيره مي‌کند. کمي صبر مي‌کنم تا به روشنايي عادت کنم. خانه ديگر خالي شده؛ من، سايه، همه وسايل را فروخته‌ام. آگهي گذاشتم و خيلي زود هر چيزي صاحب تازه‌اي پيدا کرد. حالا منتظرم تا خريداران جديد براي تحويل گرفتن کليد برسند. قرار بود ديروز بيايند، اما به خاطر شلوغي و دردسرهاي راه، آمدنشان به امروز افتاد. عجله‌اي ندارم؛ براي چند لحظه ديگر، به سکوت و تنهايي اين خانه نياز دارم.
از داخل هود صداي قدم‌هاي پرنده‌اي مي‌آيد. اولين بار فکر کردم خانه پر از موش شده، اما بعد فهميدم پرنده‌اي در سوراخ هواکش آنجا لانه ساخته است. ديگر هود را روشن نکردم تا مزاحم پرنده و جوجه‌هايش نشوم. با خودم فکر مي‌کردم شايد کمي بوي غذا در خانه باقي بماند، تا نشانه‌اي باشد از اينکه زماني آدم‌هايي اينجا زندگي کرده‌اند، نفس کشيده‌اند و حضور داشته‌اند.
زبان فارسي
نويسنده فرزانه سكوتي
مؤلف فرزانه سكوتي
سال چاپ 1400
نوبت چاپ 1
نوبت ويرايش 0
تعداد صفحات 160
سايز رقعي
ابعاد 13 * 19 * 1
نوع جلد شوميز
وزن 130
تخفيف ويژه در سايت 10.00
شناسه کالا9786222440800