جاي خالي سلوچ

1,100,000تومان
تولید کننده: چشمه
انبار:
گمان. همان چه زن روستايي «وه» مي‌نامدش. وهم! شايد سلوچ رفته بود. اين داشت بر مرگان روشن مي‌شد. مرگان تازه داشت احساس مي‌کرد که پرهيز سلوچ از هر چيز، کناره‌گيري‌اش از مرگان و خانه، بهانه نبود، زمينه بود. سلوچ خود را جدا کرده بود، دور انداخته بود. ناخني به ضربه قطع شده که بيفتد. چه شب‌هاي درازي را سلوچ بايد با خودش کلنجار رفته باشد؛ چه روزهاي سنگيني را بايد بيزار و دل‌مرده در خرابه و در خيرات و در خارستان گذرانده باشد؛ چه فکرها، وهم‌ها، خيال‌ها! بچه‌ها را - لابد - يکي‌يکي به درد از دل خود برکنده و دور انداخته بوده، و مرگان را - لابد - در خاطر خود گم‌وگور کرده بوده است. ديگر چه مي‌ماند که سر راه برجاي گذاشته باشد؛ غصه‌هايش؟ نه! به‌يقين که سهم خود را همراه برده است. به‌يقين برده است.
زبان فارسي
نويسنده محمود دولت آبادي
مؤلف محمود دولت آبادي
سال چاپ 1405
نوبت چاپ 72
نوبت ويرايش 0
تعداد صفحات 398
سايز رقعي
ابعاد 14.3 * 21.2 * 2.8
نوع جلد شوميز
وزن 349
شناسه کالا2500110100129

كالاهايي كه همراه اين كالا خريداري شده‌اند