جنوب مرز غرب خورشيد

550,000تومان
تولید کننده: ترانه
انبار:
همه همين‌طور پشت‌سر هم ناپديد مي‌شوند. بعضي چيزها يك‌باره محو مي شود، انگار ناگهان آنها را برچيده‌اند. بعضي ديگر به آهستگي در مه كم‌رنگ‌تر و كم‌رنگ‌تر مي‌شود... و تنها چيزي كه باقي مي‌ماند كوير است. وقتي از بار بيرون آمدم چيزي به طلوع خورشيد نمانده بود و باراني ملايم بر خيابان اصلي آئوياما مي‌باريد. بيش از حد خسته بودم. قطرات باران بي‌هيچ صدايي ساختمان‌هاي بلند را خيس مي‌كرد، ساختمان‌هايي كه مثل سنگ قبر كنار هم رديف شده بود. اتومبيلم را در پاركينگ بار گذاشتم و پياده مسير خانه را پيش گرفتم. در ميان راه بر لبه حفاظ كنار خيابان نشستم و كلاغ بزرگي را تماشا كردم كه نشسته بر يك چراغ راهنمايي قارقار مي‌كرد. ساعت چهار صبح خيابان آشفته و كثيف به نظر مي‌رسيد. سايه‌ي تباهي و گسيختگي همه‌جا در كمين نشسته بود و من هم بخشي از آن بودم. مثل سايه‌يي كه بر ديوار افتاده باشد.
زبان فارسي
نويسنده هاروكي موراكامي
مؤلف هاروكي موراكامي
مترجم سلماز بهگام
سال چاپ 1397
نوبت چاپ 3
نوبت ويرايش 0
تعداد صفحات 272
سايز رقعي
ابعاد 14.3 * 21.5 * 1.2
نوع جلد شوميز
وزن 310
شناسه کالا9786007061091